شب یَـــــــــــــــلدا یــــــــــــا شب چلّه:

بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است.
این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق میشود،
که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است.
ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است
و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید،
روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد،
آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند
و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم
شب یلدا شده نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم
شب یلدا مبارک
محفل آریاییتان طلایی ، دلهایتان دریایی ،
شادیهایتان یلدایی ،
پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی
امسال شب یلدا پر از عشقه اونم عشق به اقا امام حسین...

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ،
ولی باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم

فال حافظ برای اهل دلی ها
| مرا میبينی و هر دم زيادت میکنی دردم | تو را میبينم و ميلم زيادت میشود هر دم | |
| به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری | به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم | |
| نه راه است اين که بگذاری مرا بر خاک و بگريزی | گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم | |
| ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم | که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم | |
| فرورفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی | دمار از من برآوردی نمیگويی برآوردم | |
| شبی دل را به تاريکی ز زلفت باز میجستم | رخت میديدم و جامی هلالی باز میخوردم | |
| کشيدم در برت ناگاه و شد در تاب گيسويت | نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم | |
| تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده | چو گرمی از تو میبينم چه باک از خصم دم سردم |
اَلسَّلامُ عَلَيکَ يا اَبا عَبدِاللّهِ وَ عَلَى الاَرواحِ الَّتى حَلَّت بِفِنآئِکَ عَلَيکَ مِنّى
سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيلُ وَ النَّهارُ
وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالعَهدِ مِنّى لِزِيارَتِکُم اَلسَّلامُ عَلَى الحُسَينِ
وَ عَلى عَلِىِّ بنِ الحُسَينِ وَ عَلى اَولادِ الحُسَينِ وَ عَلى اَصحابِ الحُسَينِ عَلَیهِ السّلام

پرسیدم:ازهلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم:
که چیست محرم؟
باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغازشد
عــــــــــــــــاشـــــــــــورا
آینهای است که تمامی مفاهیم انسانی را با ابعاد حقیقیاش
در خود متجلّی ساخته است
عاشورا، رستاخیزی است که پرده از چهره همه زشتیها میکشد
و پلیدان را رسوا میسازد.
عــــــــــــــــــــاشــــــــــــــورا
گلستانی است با سَروْهای سرخ شهادت و نخلهای ارغوانی ایثار و خون،
و دانشگاهی است که هر سالک الی اللّه باید آن را ببیند.
عاشورا، طراوت جاودانه روح انسان، تجلّی یاد خدا،
و جدا کننده نور و ظلمت از هم است.
آری! از آن زمان که فریاد سرخ خون از گلوی عاشورا برخاست،
پژواکی در قلههای بلند اعصار و قرون در افتاد که تا آن سوی مرز ابدیّت طنین افکند
و در سینه سوزان عاشقان ایثار و شهادت جاودانه شد.
حنجره ها را بگشاييد و نفس ها را فرياد کنيد
تا سکوت کفر، عاشورا را در خود نبلعد.
